شب و روزم به تو مشغول شد و از خود گذشتم !
نرسیدن ، مقصدم بود و در این راه ، من از حق ( = خدا ) هم گذشتم !
خواب من ، کابوس بیداری من بود !
شب به شب ، در فکر تو ، خواب ز چشمم ، می ربودم !
عشق را معنا نکردم ؛ جز به تو خود را رساندن !
عشق را هرگز چشیدن ؛ در مقام خود ندیدم !
با همه نامهربانی ها ، به دنبالت دویدم !
تا سر انجام ، من عاشق ، یه روزی ، از خود تو هم گذشتم !

